تبليغاتX
ماجراهای هلوخانوم - بای بای اخر سال
الان یه هلوی سینوزیت زده ماسک زده اینجا نشسته و عصری میخواد بره یه اناپولی یک و دویست نوش جان کنه بلکه از این حالت دربیاد..میبینین بخاطر همینه که من همیشه اخر سال دچار اضطراب میشم چون تغییر فصله و ما هم که حساسیت و سینوزیتو با هم داریم و گاهی وقتا اوضاع قاطی پاطی میشه و اونوقت عوض ددری و این حرفها باید بشینیم تو خونه و هی بخور بدیم .تا حالا کلی دارو پارو خوردم و تقریبا د ف ا ع م ق د س رو از پریروز شروع کردم درسته که الان اقا میکروبه بهم حمله کرده ولی بهتون قول میدم مشتی بردهن این اقا میکروب بکوبم که خودش بزنه به چاک .

اینطور که پیداست اغلب بچه های وبلاگستان اخرین پستشونو زدن و رفتن تا بعداز تعطیلات نوروز،ما هم دیگه بای بای میکنیم و میرویم تا به میکروب کشیمان برسیم.

سال خوبی رو برای همه ارزو میکنم ،بای بای

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 12:1 بعد از ظهر  توسط |